خود درگیری!!!

دست و دلم ب کار نمیره...چرا از ذهن من بیرون نمیری؟ چرا منو رها نمیکنی؟؟؟ یکی تو دلم منو گول میزنه میگه چون اون داره ب تو فکر میکنه ..تلپاتیه...ولی نه...تو ب من فکر نمیکنی...با خودم گلاویز میشم...ب خودم طعنه میزنم!!! اصلا تو میدونی عشق ینی چی؟؟؟ ک ادای عاشقا رو درمیاری؟؟؟ اصلا میدونی ک تو باید معشوقه باشی و عاشق بودن برای روح مغرور دخترا کشنده اس؟؟؟ چرا باید حرفایی ک میدونمو ب خودم گوشزد کنم؟؟؟ تو وجودم ی بچه غرغرو نشسته ی پیرزن عاقل ی  نوجوون عصبی و ی جوون شیدا...!!!گاهی مثه آدمای متمدن باهم حرف میزنن...گاهی مثه وحشی ها همو کتک می زنن...گاهی یکیشون زار زار گریه میکنه   اون یکی  دلداریش میده...و من از این همه مراودات این جماعت تو دلم تهوع میگیرم...و میخوام همشونو بالا بیارم!!!

/ 1 نظر / 34 بازدید
مهدی

درست میشه ایشالا[گل]