دوام می آورم...

من دوام می آورم...قول میدهم...!!! من با غم خود کنار می آیم...اداره سوت و کور است...حتی مشتی غلام هم نیامده...برای خودم قهوه درست میکنم...فکر میکنم باید خوش گذراند...مگر تا چندسالگی جوان حساب میشویم...30سالگی؟ آهی میکشم یک چند سالی مهلت هست...!!! اینروزها فقط شکلات دااارک و کاپ های اسپرسو ب دادم میرسند...اصلا مرا چ ب کار کردن!!! مگر جامعه ب من خدمتی میکند ک من خدمتگزار جامعه باشم؟؟؟ جامعه ب جز تحمیل کردن عرف های احمقانه اش...ب جز داشتن هزاران قانون دست و پاگیر و ضد زنان برای ما چ دارد؟؟؟ اصلا میخواهم بشوم انگل اجتماع...!!!! ??????

/ 0 نظر / 31 بازدید