خواب

دیشب خوابت رو دیدم...توی خواب نشناختمت...جلو ک اومدی و صدام زدی تازززه...به هم لبخند زدیم از اون لبخندای معنادار...و بعد توی همهمه گم شدیم...دوباره همو دیدیم...و...باز...از دور بهم لبخند زدیم ازهمون لبخندااای...توی خوابم برای کسی عجیب نبود ک باهم بودیم...از کسی نمی ترسیدیم...ولی  بازم کنار هم نموندیم...انگار ک حتی توو خوابم نمیشه اینو دید!!!

/ 0 نظر / 30 بازدید